تبلیغات
بــرهان
 
درباره وبلاگ


شهرمن؛بندرکنگ،استان هرمزگان
.......................................
تنهاچیزی که فروغش به خاموشی
نمی گراید،دوستیهای پاک است.
.......................................
هرکس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا،دوست جدا میشکند؛
بیگانه اگرمی شکندحرفی نیست
من درعجبم دوست چرا میشکند.

مدیر وبلاگ : برهان راشدی
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بــرهان
شهر من بندرکنگ،شهر زیبای دریانوردان




بنام الله پروردگار خالق یکتا
سلام دوستان.ان شالله طاعات وعباداتتان پاک و بدون ریا بوده باشد و مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد.دوستی پیامی برام فرستاده که موضوع اون پیام طرح یک سئوال است.باتوجه به این که نام خود نوشته اما نه شماره ای نه آدرس خاصی دارم که پیام براش بفرستم پس ناچارم در یک کامنت در این پست بلاگم پاسخ پرسش ش را بهش برسونم.
دوست عزیز،ببین بخشش در کار من و امثال تو نیست.برای بخشیده شدن باید از خدا طلب بخشش و آمرزش کنیم ولا غیر.با این وجود پس من اهل بخشش نیستم.و نکته آخر هیچ وقت در جنگ برای دشمن آرزوی موفقیت نکن و نمی کنم که موجب شکست مان میشود.از من طلب نکن حالا که نمی بخشم و نیستم پس برای این و آن آرزوی موفقیت بکنم بعد بگم خداحافظ.نخیر،من نه کسی رو می بخشم ونه برای کسی که موجب عدم موفقیت من شده است آرزوی موفقیت میکنم.ان شالله خداوند تورا ببخشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 23 خرداد 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()

بنام خداوند بزرگ و مهربان

سلام

رمضان ماه عصمت وطهارت.ماه نزول قرآن.ماه میهمانی خداوند از بنده گان صالح و مؤمن است.رمضان کریم رو به نوبه خودم به همه ی مسلمین جهان تبریک ومبارکباش میگویم.به دوستان وهمشهریان وهم میهنانم که جنوب ایران در گرمای پر عطش تابستون نرسیده، به عبادت مشغولند خدا قوت و خسته نباشید میگم.ان شالله طاعات و عبادتتان مقبول درگاه حق قرار بگیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 18 خرداد 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند روشنایی و ظلمت
سلام بر یکایک دوستان.احترام هنوز در میان ما بشر وانسانها به معنای کامل جا نیافتاده است.و همیشه مفهوم این عمل رو اینطور میشناسیم که هر کوچیکتری باید به هر بزرگتری احترام گذارد.یا هر فرزندی به پدر ومادر.اما رفتار متقابل رو بحساب نمی آوریم.نخیر...اینچنین نیست.احترام اگه میان ما انسانها نباشد ماها فقط یه مشت آدمیم وبس.بلکه حیواناتی هستن از این نوع آدم ها شأن وشرافتشان بیشتراست.باید به فرزند احترام گذاشت،دوست داشت،ادب آموخت وباهاش رفیق شد تا به پدر ومادر خود رسم آموزش را به جا آورد.و بزرگتر ها هم همین مسئله رو باید بدانند تا کوچیکترا براشون حرمت نگه بدارند.وگرنه همه مون بی ارزش ومفت زنده ایم.احترام به این نمیگن دوستان که باید یک کوچیکتر برود جلو!!!!!بعضی وقتا باید بزرگتر ها هم کمر رو خم کنند و بیان جلو...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند یکتا و آفریننده

سلام و درود به دوستان عزیز همیشه همراه بلاگ برهان.چند خطی پند آموزنده از جبران خلیل جبران شاعر،نویسنده،فیلسوف و هنرمند لبنانی آمریکایی رو در این کامنت براتون آوردم ان شاالله که مورد توجه تان قرار بگیرد.

هفت بار روح خویش را تحقیر کردم: نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان می‌داد. دومین بار آن هنگام که در مقابل فلج‌ها می‌لنگید. سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید. چهارمین بار وقتی‌که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه می‌کنند. پنجمین بار آنگاه‌که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باززد و صبر را حمل بر قدرت و توانایی‌اش دانست. ششمین بار زمانی‌که چهره‌ای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمی‌دانست آن چهره، یکی از نقاب‌های خود اوست. و هفتمین‌بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.



کسانی هستند که می بخشند, واز رنج و لذت فارغ اند و سودای فضیلت و تقوا نیز در سر ندارند, همچون درخت عطر آگین که در دره ای دور, شمیم جان پرورش را به هر نفس به دست نسیم می سپارد. خداوند از دست های چنین بخشندگانی, با آدمیان سخن می گوید و از پشت چشم آنان بر زمین لبخند می زند.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند مهربان بزرگ
سلام.امروز خبری رو دیدم که نتونستم به راحتی ازش بگذرم.گذاشتم تو این کامنت تا خیلی ها که به سایت های خبری سر نمیزنند حداقل اینجا ببینند که رحم وانصاف تو دنیای پزشکی به کجا رسیده.

صفحه نخست » اجتماعی
تعداد بازدید: ۷۴۷۷
تعداد نظرات:
۳۳ نظر
http://www.tabnak.ir/fa/news/585295/
کد خبر: ۵۸۵۲۹۵
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۴ -01 May 2016



این حادثه بعدازظهر جمعه در یكی از بیمارستان‌های دولتی تهران رخ داد. به گفته شاهدان، مرد میانسال درحالی‌كه از درد به‌خودش می‌پیچید، وارد بیمارستان شد تا پذیرش شود. مسئولان پذیرش اما گفتند كه تاریخ دفترچه‌اش منقضی شده و او باید 300هزار تومان واریز كند تا پذیرش شود.
 
به نوشته همشهری مرد اما پولی همراهش نبود و هر چه او و همراهانش اصرار كردند كه تا واریز شدن پول، او را پذیرش كنند، كسی گوشش بدهكار نبود. لحظاتی بعد مرد از درد روی زمین افتاد و در مقابل چشمان ده‌ها شاهد می‌غلتید و فریاد می‌زد اما وقتی دید كسی به دادش نمی‌رسد، در نهایت خود را از طبقه سوم به پایین پرت كرد.
 
این حادثه افراد حاضر در این بیمارستان دولتی را شوكه كرد. برادر مرد میانسال ماجرای حادثه را اینطور توضیح می‌دهد: برادرم علی شفیعی نام دارد و در بویین‌زهرا زندگی می‌كند و راننده نیسان است. او حوالی ظهر جمعه دچار درد شدید شكم شد طوری كه از شدت درد به‌خودش می‌پیچید.
 
2 نفر از آشنایان به كمكش رفتند و او را با ماشین به تهران منتقل كردند تا به بیمارستان... برود. وقتی به بیمارستان رسیدند، برادرم دفترچه‌اش را داد اما گفتند كه تاریخ دفترچه گذشته و باید 300هزار تومان پرداخت كند. برادرم گفت كه بیمه است و تنها چند روز از تاریخ دفترچه گذشته و آنها می‌توانند از سیستم‌شان استعلام بگیرند.
 
اما حرف مسئولان پذیرش یكی بود. آنها 300هزار تومان می‌خواستند. نه برادرم و نه همراهانش، پولی نداشتند. در آن زمان من برای رای‌گیری به روستایی دورافتاده رفته بودم و امكان این را نداشتم كه این پول را كارت به كارت كنم. با خواهرم تماس گرفتند و او گفت كه خودش را می‌رساند و پول را واریز می‌كند. اما با این حال برادرم هر چه اصرار كرد كه تا رسیدن خواهرم او را پذیرش كنند، قبول نكردند.
 
ده‌ها نفر دیدند كه چطور برادرم از شدت درد روی زمین می‌غلتید و فریاد می‌زد. آنها حال برادرم را دیدند و كاری نكردند. تحمل درد آنقدر برایش سخت شده بود كه در نهایت تصمیم گرفت خودش را از طبقه سوم به پایین پرت كند. درست چند دقیقه بعد از این حادثه بود كه خواهرم به بیمارستان رسید اما دیر شده بود. این اتفاق هولناك در حالی رخ داد كه بسیاری از مراجعه‌كنندگان به بیمارستان شاهد آن بودند و در تماس با همشهری این حادثه را تأیید كردند. علی شفیعی پس از این حادثه به‌دلیل شدت جراحاتی كه دیده بود به كما رفت و حالا در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است.
 
برادرش با گریه می‌گوید: به‌خاطر 300هزار تومان، كاری كردند كه برادرم چنین تصمیمی بگیرد. او متاهل است و 2بچه زیر 10سال دارد. حالا می‌گویند كه او در كماست. یكی می‌گوید مرگ مغزی شده و دیگری می‌گوید دیگر امیدی به بازگشتش نیست. ما از بیمارستان شكایت كرده‌ایم و امیدواریم مسئولان به این شكایت رسیدگی كنند. براساس این گزارش، تلاش  زیادی شد تا با مسئولان بیمارستان درباره این حادثه گفت‌وگو شود اما تماس‌های مكرر با بیمارستان بی‌فایده بود اما پرسنل بیمارستان اصل وقوع این حادثه را تأیید كردند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()

بنام خداوند بلندمرتبه وحکیم

سلام به یکایک بازدید کننده گان خوب بلاگ من،برهان راشدی

بحث روز این روزها کلا"در این هست که ارتباط های بین یکدیگر جای خود را به فضای نرم افزاری وبرنامه هایی همچون،بی تالک..واتس أپ..تلگرام..اینستاگرام و ...داده است واز صمیمیت گذشته های نه چندان دور خبری نیست.به قول بچه های دهه 80اگه وای فای خونه مون شارژباشه بابامونو دوست داریم وگرنه میزیم میریم خونه ی آقا فلانی...عجب عجب روزگاری بد قلقی شده دوستان.یک زمانی قمار رو بدترین وجه ممکن در بین جوانان میشناختن اما الان به جرأت میتونم بگم تمامی این نرم افزار ها شده قماره خانه ای برای جوونای بدون اطلاع از محتویات این برنامه ها.و اصلا"نخواهند فهمیدن که پا در چه راه بی برگشت بی پایان ومخربی نهادند.برادرا به فکر چت خودشونند وغافل از خواهر ومادرشونند که سر به گوشی خودشون میبرند ودارن میبازند.اما این چه تدبیری هست؟این چه سیاستی هست؟این چه دستی پشت صحنه هست که همه رو درگیر چنین وهمی خیالی وارتباط های رویایی کرده که بعضی از این مراودت ها به فساد لاین شک میندازد.آیا واقعا"ماها که به گفته ی بچه هامون اپلیکیش ها داریم پیشرفته ایم؟من برای تک تک این استفاده کنندها که غافل از نزدیک ترین عضو خودهستند(دخترشان.پسرشان وخانومشان)متاسفم.حرف وحدیثم واین کامنت نه ازسر دلسوزی است واز اینکه گفته باشم کسی اصلح شود.همه تا یک وجب بالای سرو گردن غرق شدن و دوربرشون باتلاقی ساختن که بجز خود ودوربریشون هیچ کس جرأت نزدیک شدن ندارد.دوستان همه ی فن و ارتباط های به روز در قالب یک گوشی به همراه داشتن بد نیست.اما باید فرهنگ استفاده کردن را در قالب عقل مان هم داشته باشیم.ان شالله شمایی که این کامنت من میخونید از این برنامه ها سود ببرید واستفاده بهینه برده باشید ومتحمل ضرر وخیانت نشده ونباشید.همه رو تا روز وکامنت دیگه ومبحث جدید به خدای منان میسپارم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 4 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت همه ی خوبان همراه
بهاران خجسته باد.بهاران رسیده باد.بهاران دمیده باد.بهارست و بهارست و بهارست.بهارست وغمناک نمیباید بود.بهارست وبی باک میباید بود.بهارآمد.بهارآمد. به سبزه ها نگاه باید کرد که گل به رو آید گل به دیده ی یار آید.سال نو نوروز 95 فصل بهار جدید،فروردین خرم سبز نو رسیده رو اول به خانواده م و بعد به همه ی دوستانم،همشهریان خوب کنگی ام،به هم میهنان عزیزم و همه ی ایرانیان سراسر جهان بشریت تبریک و خوش باش عرض میکنم.آرزو دارم که همه تون سالی با سربلندی،سلامتی،پر رزق وروزی وخوشحالی داشته باشید.دوستدار شما(برهان راشدی)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 فروردین 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند یکتا خالق انسان وحیوان

سلام به بیننده عزیز بلاگ برهان.
از قدیما ضرب المثلی هست که میگه به خر بگید خالو تا بره.ولی من به این نتیجه رسیدم که گفتن خالو به خر درد سر میشه.چون خره بلا نسبت همه ولکن که نمیشه بلکه سوارمون هم میشه.این اتفاق دقیقا"واسه خودم پیش اومده. به یک زبون نفهم بی شعور که از خر هم بدتر سره میزنه از دهنم در رفت گفتم پسر خاله...حالا هی میگه پول بده که با تو بودن باحاله...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 اسفند 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خدا،خالق مطلق هستی

سلام به بیننده گان بلاگ برهان


مانند آسمان باش.یا با خورشید و روز،یا با ماه وشب،با هر دو نمی توان باشی











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 2 اسفند 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند بزرگ،خالق کبیر و صغیر

سلام.25بهمن در دلنگار عاشقان به روز عشاق یا همان ولنتاین حک شده است.این روز رو به عاشقان واقعی تبریک می گویم وآرزو میکنم عشقشان ابدی و دایم باشد.

عشق حقیقی است،مجازی مگیر
این دم شیر است،به بازی مگیر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 بهمن 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام پروردگار خالق مخلوقات،خداوند یکتای بزرگ
سلام به دوستان خوبم.جوانی به حکیمی گفت:وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است.وقتی نامزد شدیم،بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند. حکیم گفت: آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟جوان گفت: آری.حکیم گفت: اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.جوان با تعجب پرسید: چرا چنین سخنی می‌گویی؟حکیم گفت:چون مشکل در همسر تو نیست.مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد،محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند.آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟جوان گفت: آری.حکیم گفت:مراقب چشمانت باش.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 بهمن 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند مهربان
سلام و تقدیم عرض ادب به همه دوستان وشهروندان خوب کنگی
 انسان در زمانی که به مایحتاج روزمره ی خویش دست نیافت به شکلی ناباورانه آزرده  ومأیوس میشود.این آزرده گی چنان مغز را تحت تاثیر منفی قرار میگرداند که با هیچ توصیه ای بهبود نخواهد بخشید.ابزاری که میشود از آن برای رهایی از بن بست فکر استفاده نمود موسقی های مختلف است که با گوشی های خاص میشود شنید واون حس بد رو از سر و نهان جسم مغز بیرون کرد.اگه به بازیگران و بازیکنان ورزشی مطرح دنیا نگاه کنیم قبل از شروع هر مبارزه ای به موسقی های فراوان با ریتم وولوم بالا گوش میدهند.موسقی روان نوسازی و پرورش اذهان عمومی مغز را نو میسازد.روان‎شناسان و روان‎پزشکان برای تخلیه ‎ بسیاری از هیجانات پنهان همچون خشم،کینه،نفرت وانتقام توصیه میکننداز موسیقی استفاده شود. اگر بپذیریم که احساسات در زندگی انسان از اهمیت فوق العاده ای بر خوردار است می بایست انتظار داشت که پیوند تنگاتنگی بین هنر و افسردگی وجود داشته باشد.موسقی روح وروان انسان را به آرامشی میرساند که خود به خود دست نیافتنی است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 بهمن 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند یکتا ومهربان

سلام دوستان و سلام بیننده همراه بلاگ برهان


ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
بر در دل روز و شب منتظر یار باش

دلبر تو جاودان بر در دل حاضر است
روزن دل برگشا حاضر و هشیار باش


نیست کس آگه که یار کی بنماید جمال
لیک تو باری به نقد ساخته ی کار باش

لشگر خواب آورند بر دل و جانت شکست
شب همه شب همدم دیده ی بیدار باش

گر دل و جان تو را دُر بقا آرزوست
دم مزن و در فنا همدم عطار باش






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 بهمن 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند یکتا
سلام به بزرگواران این مرز و دیار.در هر قشر و طبقه ای افرادی وجود دارند که شدیدا" می ترسند.از نشستن،راه رفتن،غذا خوردن،معاشرت کردن،شراکت و حتی آب خوردن در بدترین حالت تشنگی.و از طرفی دوست دارند که در هر شرایطی (حتی به قیمت تحمل بدترین بی حرمتی‌ها) به زندگی ادامه دهند.و بالعکس اگر کمی درنگ کنیم می‌توانیم ببینیم که در این مدت (زمانه تحقیر) اکثر کسانی که رفتاری نسبتا شرافتمندانه از خود نشان می‌دهند، از متن همین توده مردم گمنام برخاسته‌اند. و نه از جرگه نخبگان زمانه و شخصیت‌های برجسته روزگار.ولی آنوقت که ترس از رفتارشون خالی میشود، دیگر زمانی برای زنده بودنشان نمانده است.
بیائیم بدون ترس زندگی کنیم باشد که از ابتدا تا انتها حرمت و احتراممان یکنواخت باشد تا با بقای یکنواختی عده ای را به زیر خود بکشانیم.آن موقع به برتری مطلق رسیده ایم.کسانی که از ترس به جایی رسیده اند یا بیمارند و یا بیمارت میکنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 8 دی 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()

بنام خداوند یکتا وبی همتا

سلام به همه ی خوبان همیشه بیننده بلاگم

 

خسرو شکیبایی چه زیبا گفت:

 گاهی...!!!

باید نبخشید وبس،کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمید...

تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد.

گاهی...!!!

نباید صبر کرد،باید رها کرد ورفت...

تا بدانند که اگر ماندی،رفتن رابلد بوده ای.

گاهی...!!!

بر سر کار هایی که برای دیگران انجام میدهی،منت گذاشت...

تا آنان کارت را کم اهمیت ندانند.

گاهی...!!!

باید بد بود بد و از بد بدتر...

برای آن کس و ناکسی که:

فرق خوب بودنت را نمی فهمد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 دی 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند مهربان و بزرگ


                                                          


سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد    

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد


گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد


مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

کو به تایید نظر حل معما می‌کرد


دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست

و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد


گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم

گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد


بی دلی در همه احوال خدا با او بود

او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد


این همه شعبده خویش که می‌کرد این جا

سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد


گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند

جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد


فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد


گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست

گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 آذر 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...