درباره وبلاگ


شهرمن؛بندرکنگ،استان هرمزگان
.......................................
تنهاچیزی که فروغش به خاموشی
نمی گراید،دوستیهای پاک است.
.......................................
هرکس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا،دوست جدا میشکند؛
بیگانه اگرمی شکندحرفی نیست
من درعجبم دوست چرا میشکند.

مدیر وبلاگ : برهان راشدی
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بــرهان
شهر من بندرکنگ،شهر زیبای دریانوردان




بنام خداوند بخشنده ومهربان

سلام.عجب روزگاری شده این ایام،خاب از اینکه کار نیست قبول...درآمد کمه قبول...درد ومرض بسیاره قبول...حقوق ت پایینه قبول...ولی این نیست من نوعی،یا اون آقای x , a بتونند مشکلت که یک مشکل فراگیر و عمومی هست حل کنن.شاید اصلا"سردمداران مملکت هم توش موندن که چطوری و با چه فکری اقتصاد وبهداشت جامعه رو سامان ببخشند.حالا از این که بگذریم عده ای هم از بچه ها وبزرگترهاشون تو کنگ وغیر کنگ دست به گدایی شرافتمندانه دراز کردن و با گرفتن 100هزارتومن 200تومن300تومن با این جمله (زوووود برتون میگردونیم) وهر چه تیغشون ببره چنان گلوی آدم رو فشار میدن فکر میکنن ما دستگاه اسکناس چاپ کنی داریم.نه بابا ما هم مث شماییم دوستان و آقایان بحساب گرفتار.دست از تکدی گری هرمی بردارید.و اگه هم کسی دست به جیب شد پولی کف دستتون گذاشت حداقل نصفش بهش برسونید.اینقد دزد نشید.آخرش یکی مث من ک دستم تو فضای مجازی و وب وبنویسی هست با مدارک اسامی تون اعلام میکنم کیا دارن با این ترفند میلیونها از این وآن به اسم درد ومرض داریم یا بدهکار فلان سوپرمارکت هستیم،پول چپاول میکنن وبعدش هم یه لیوان آب روش وسلام نامه تمام.بعد تو خیابون سلام هم باهات نمیکنند.زشته این کار رو نکنید.به جای گدایی برید حمالی بکنید تو اسکله صیادی کنگ شرفش بیشتره،اگه واقعا بیکارید.موتور 10میلیونی دستتونه.از شب تا صبح تو نت وچت کردن هستید(حریم خصوصی میزنید ما نفهمیم)خر خودت تونید. گاه وبی گاه تو سالن ها دارید فوتبال بازی می کنید. سر زمین محلات هم هستید.سر زمین باشگاه خاص تون میرید. و میگید با خدا ب خدا بی خدا ما نداریم...
برید مثل خیلی از جونای کنگی تو قایق صیادی کار کنید...ها کمرتون شکسته و نمی تونید؟؟؟؟؟نه اینطور نیست!!!! پول مفت خوردن تو گلوتون مز مزه میکنه.مفت خور شدید...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 مهر 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()

بنام خداوند خالق آفرینش

سلامی به گرمی تابستونی که با هیچ کولری سردم نشد.

تو گفتی،ولی من باورم نشد.تو گفتی باشه...

 

اما شدنت باور کن،نشد!!!


دل بشکنی،میشکنی.نشکستی،میشکنمت.

اول خدا.دوم خدا.سوم خدا.

آخر...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 مهر 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند خالق هستی








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 شهریور 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()

بنام خداوند بزرگ ومهربان

سلام و عرض ادب به همه ی خوبان همراه بلاگ برهان

در تخیل انسان ها،جادو به ترفندهایی گفته میشود که در ادبیات زبانی و سخنوری داستانهای برخی از افراد گفته و یا انجام داده اند.به گفته ی داستان سراها میشود از طریق این عوامل و ترفندهای خاص قوانین طبیعت رو دور زد وبحساب کارهای خارق العاده بروز انجام داد.به فردی که دست دراین قضیه دارد میگویند جادوگر.در داستانها آمده است که جادوگرها می توانند افراد سالم وغیر سالم،معمولی یا غیر معمولی،مریض یا بیمار طلسم کنندویا طلسم اگر شده اند خنثی وباطل کنند.ونیز گفته میشود در شکل وظاهر افراد وبعضی چیزها یا اجسام تغییراتی بوجود بیاورند.در تخیلات داستان‌سرایان، جادوگران معمولاً این کارها را با خواندن ورد،کمک گرفتن از نیروهای فراطبیعی، استفاده از ترکیبی از اجسام، و یا تهیه آش‌هایی مرموز انجام می‌دهند.در متون ایران باستان اشارات متعددی به جادو و جادوگری شده است. در دوران پیش از مدرن در اروپای مسیحی باور بر این بود که جادوگران با شیطان در تماس هستند و از نیروی وی برای آسیب رساندن به مردم و اموالشان استفاده می‌کنند. در میانه سده ۲۰ میلادی باور بر این بود که جادوگران خوب و بد با هم در جنگ بودند. اعتقاد بر اینکه جادوگران مضر هستند به صورت یک ایدئولوژی فرهنگی در میان مردم شایع بود. اعتقاد به جادوگرها باعث شد که افرادی به عنوان شکارچی جادوگربه وجود بیایند که این افراد هنوز در بعضی از اقوام به خصوص  در آفریقا به عنوان مثال در اقوام  بانتو دیده می‌شوند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 20 مرداد 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()

بنام خداوندعقل چشم وقلب

کویر در لابه لای رود ها نهفته شده است.کویر در قلب دریاچه ها جای گرفته است.کویر در پهنای سر سبزی های طبیعت با ریزش درختان فصل جدید ساخته است.کویر در دل ما انسانها با تکنولوژی ارتباطات چه زیبا جای گرفته است.کویر به معنای جدایی وغریبی در سخن امروز من هست که مثل آتش در هر زیبایی افتاده ودارد همه چی رو از شکل خاص خودش می راند.کویر یعنی خشکیده شدن دل های زنده از یکدیکر.کویر به نگاه من یعنی حیات رو به تمام شدن است.کویر زیباست اما نه این کویری که جای زیبایی ها دارد میگیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 20 تیر 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام الله پروردگار خالق یکتا
سلام دوستان.ان شالله طاعات وعباداتتان پاک و بدون ریا بوده باشد و مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد.دوستی پیامی برام فرستاده که موضوع اون پیام طرح یک سئوال است.باتوجه به این که نام خود نوشته اما نه شماره ای نه آدرس خاصی دارم که پیام براش بفرستم پس ناچارم در یک کامنت در این پست بلاگم پاسخ پرسش ش را بهش برسونم.
دوست عزیز،ببین بخشش در کار من و امثال تو نیست.برای بخشیده شدن باید از خدا طلب بخشش و آمرزش کنیم ولا غیر.با این وجود پس من اهل بخشش نیستم.و نکته آخر هیچ وقت در جنگ برای دشمن آرزوی موفقیت نکن و نمی کنم که موجب شکست مان میشود.از من طلب نکن حالا که نمی بخشم و نیستم پس برای این و آن آرزوی موفقیت بکنم بعد بگم خداحافظ.نخیر،من نه کسی رو می بخشم ونه برای کسی که موجب عدم موفقیت من شده است آرزوی موفقیت میکنم.ان شالله خداوند تورا ببخشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 23 خرداد 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()

بنام خداوند بزرگ و مهربان

سلام

رمضان ماه عصمت وطهارت.ماه نزول قرآن.ماه میهمانی خداوند از بنده گان صالح و مؤمن است.رمضان کریم رو به نوبه خودم به همه ی مسلمین جهان تبریک ومبارکباش میگویم.به دوستان وهمشهریان وهم میهنانم که جنوب ایران در گرمای پر عطش تابستون نرسیده، به عبادت مشغولند خدا قوت و خسته نباشید میگم.ان شالله طاعات و عبادتتان مقبول درگاه حق قرار بگیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 18 خرداد 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند روشنایی و ظلمت
سلام بر یکایک دوستان.احترام هنوز در میان ما بشر وانسانها به معنای کامل جا نیافتاده است.و همیشه مفهوم این عمل رو اینطور میشناسیم که هر کوچیکتری باید به هر بزرگتری احترام گذارد.یا هر فرزندی به پدر ومادر.اما رفتار متقابل رو بحساب نمی آوریم.نخیر...اینچنین نیست.احترام اگه میان ما انسانها نباشد ماها فقط یه مشت آدمیم وبس.بلکه حیواناتی هستن از این نوع آدم ها شأن وشرافتشان بیشتراست.باید به فرزند احترام گذاشت،دوست داشت،ادب آموخت وباهاش رفیق شد تا به پدر ومادر خود رسم آموزش را به جا آورد.و بزرگتر ها هم همین مسئله رو باید بدانند تا کوچیکترا براشون حرمت نگه بدارند.وگرنه همه مون بی ارزش ومفت زنده ایم.احترام به این نمیگن دوستان که باید یک کوچیکتر برود جلو!!!!!بعضی وقتا باید بزرگتر ها هم کمر رو خم کنند و بیان جلو...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند یکتا و آفریننده

سلام و درود به دوستان عزیز همیشه همراه بلاگ برهان.چند خطی پند آموزنده از جبران خلیل جبران شاعر،نویسنده،فیلسوف و هنرمند لبنانی آمریکایی رو در این کامنت براتون آوردم ان شاالله که مورد توجه تان قرار بگیرد.

هفت بار روح خویش را تحقیر کردم: نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان می‌داد. دومین بار آن هنگام که در مقابل فلج‌ها می‌لنگید. سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید. چهارمین بار وقتی‌که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه می‌کنند. پنجمین بار آنگاه‌که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باززد و صبر را حمل بر قدرت و توانایی‌اش دانست. ششمین بار زمانی‌که چهره‌ای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمی‌دانست آن چهره، یکی از نقاب‌های خود اوست. و هفتمین‌بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.



کسانی هستند که می بخشند, واز رنج و لذت فارغ اند و سودای فضیلت و تقوا نیز در سر ندارند, همچون درخت عطر آگین که در دره ای دور, شمیم جان پرورش را به هر نفس به دست نسیم می سپارد. خداوند از دست های چنین بخشندگانی, با آدمیان سخن می گوید و از پشت چشم آنان بر زمین لبخند می زند.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند مهربان بزرگ
سلام.امروز خبری رو دیدم که نتونستم به راحتی ازش بگذرم.گذاشتم تو این کامنت تا خیلی ها که به سایت های خبری سر نمیزنند حداقل اینجا ببینند که رحم وانصاف تو دنیای پزشکی به کجا رسیده.

صفحه نخست » اجتماعی
تعداد بازدید: ۷۴۷۷
تعداد نظرات:
۳۳ نظر
http://www.tabnak.ir/fa/news/585295/
کد خبر: ۵۸۵۲۹۵
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۴ -01 May 2016



این حادثه بعدازظهر جمعه در یكی از بیمارستان‌های دولتی تهران رخ داد. به گفته شاهدان، مرد میانسال درحالی‌كه از درد به‌خودش می‌پیچید، وارد بیمارستان شد تا پذیرش شود. مسئولان پذیرش اما گفتند كه تاریخ دفترچه‌اش منقضی شده و او باید 300هزار تومان واریز كند تا پذیرش شود.
 
به نوشته همشهری مرد اما پولی همراهش نبود و هر چه او و همراهانش اصرار كردند كه تا واریز شدن پول، او را پذیرش كنند، كسی گوشش بدهكار نبود. لحظاتی بعد مرد از درد روی زمین افتاد و در مقابل چشمان ده‌ها شاهد می‌غلتید و فریاد می‌زد اما وقتی دید كسی به دادش نمی‌رسد، در نهایت خود را از طبقه سوم به پایین پرت كرد.
 
این حادثه افراد حاضر در این بیمارستان دولتی را شوكه كرد. برادر مرد میانسال ماجرای حادثه را اینطور توضیح می‌دهد: برادرم علی شفیعی نام دارد و در بویین‌زهرا زندگی می‌كند و راننده نیسان است. او حوالی ظهر جمعه دچار درد شدید شكم شد طوری كه از شدت درد به‌خودش می‌پیچید.
 
2 نفر از آشنایان به كمكش رفتند و او را با ماشین به تهران منتقل كردند تا به بیمارستان... برود. وقتی به بیمارستان رسیدند، برادرم دفترچه‌اش را داد اما گفتند كه تاریخ دفترچه گذشته و باید 300هزار تومان پرداخت كند. برادرم گفت كه بیمه است و تنها چند روز از تاریخ دفترچه گذشته و آنها می‌توانند از سیستم‌شان استعلام بگیرند.
 
اما حرف مسئولان پذیرش یكی بود. آنها 300هزار تومان می‌خواستند. نه برادرم و نه همراهانش، پولی نداشتند. در آن زمان من برای رای‌گیری به روستایی دورافتاده رفته بودم و امكان این را نداشتم كه این پول را كارت به كارت كنم. با خواهرم تماس گرفتند و او گفت كه خودش را می‌رساند و پول را واریز می‌كند. اما با این حال برادرم هر چه اصرار كرد كه تا رسیدن خواهرم او را پذیرش كنند، قبول نكردند.
 
ده‌ها نفر دیدند كه چطور برادرم از شدت درد روی زمین می‌غلتید و فریاد می‌زد. آنها حال برادرم را دیدند و كاری نكردند. تحمل درد آنقدر برایش سخت شده بود كه در نهایت تصمیم گرفت خودش را از طبقه سوم به پایین پرت كند. درست چند دقیقه بعد از این حادثه بود كه خواهرم به بیمارستان رسید اما دیر شده بود. این اتفاق هولناك در حالی رخ داد كه بسیاری از مراجعه‌كنندگان به بیمارستان شاهد آن بودند و در تماس با همشهری این حادثه را تأیید كردند. علی شفیعی پس از این حادثه به‌دلیل شدت جراحاتی كه دیده بود به كما رفت و حالا در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است.
 
برادرش با گریه می‌گوید: به‌خاطر 300هزار تومان، كاری كردند كه برادرم چنین تصمیمی بگیرد. او متاهل است و 2بچه زیر 10سال دارد. حالا می‌گویند كه او در كماست. یكی می‌گوید مرگ مغزی شده و دیگری می‌گوید دیگر امیدی به بازگشتش نیست. ما از بیمارستان شكایت كرده‌ایم و امیدواریم مسئولان به این شكایت رسیدگی كنند. براساس این گزارش، تلاش  زیادی شد تا با مسئولان بیمارستان درباره این حادثه گفت‌وگو شود اما تماس‌های مكرر با بیمارستان بی‌فایده بود اما پرسنل بیمارستان اصل وقوع این حادثه را تأیید كردند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()

بنام خداوند بلندمرتبه وحکیم

سلام به یکایک بازدید کننده گان خوب بلاگ من،برهان راشدی

بحث روز این روزها کلا"در این هست که ارتباط های بین یکدیگر جای خود را به فضای نرم افزاری وبرنامه هایی همچون،بی تالک..واتس أپ..تلگرام..اینستاگرام و ...داده است واز صمیمیت گذشته های نه چندان دور خبری نیست.به قول بچه های دهه 80اگه وای فای خونه مون شارژباشه بابامونو دوست داریم وگرنه میزیم میریم خونه ی آقا فلانی...عجب عجب روزگاری بد قلقی شده دوستان.یک زمانی قمار رو بدترین وجه ممکن در بین جوانان میشناختن اما الان به جرأت میتونم بگم تمامی این نرم افزار ها شده قماره خانه ای برای جوونای بدون اطلاع از محتویات این برنامه ها.و اصلا"نخواهند فهمیدن که پا در چه راه بی برگشت بی پایان ومخربی نهادند.برادرا به فکر چت خودشونند وغافل از خواهر ومادرشونند که سر به گوشی خودشون میبرند ودارن میبازند.اما این چه تدبیری هست؟این چه سیاستی هست؟این چه دستی پشت صحنه هست که همه رو درگیر چنین وهمی خیالی وارتباط های رویایی کرده که بعضی از این مراودت ها به فساد لاین شک میندازد.آیا واقعا"ماها که به گفته ی بچه هامون اپلیکیش ها داریم پیشرفته ایم؟من برای تک تک این استفاده کنندها که غافل از نزدیک ترین عضو خودهستند(دخترشان.پسرشان وخانومشان)متاسفم.حرف وحدیثم واین کامنت نه ازسر دلسوزی است واز اینکه گفته باشم کسی اصلح شود.همه تا یک وجب بالای سرو گردن غرق شدن و دوربرشون باتلاقی ساختن که بجز خود ودوربریشون هیچ کس جرأت نزدیک شدن ندارد.دوستان همه ی فن و ارتباط های به روز در قالب یک گوشی به همراه داشتن بد نیست.اما باید فرهنگ استفاده کردن را در قالب عقل مان هم داشته باشیم.ان شالله شمایی که این کامنت من میخونید از این برنامه ها سود ببرید واستفاده بهینه برده باشید ومتحمل ضرر وخیانت نشده ونباشید.همه رو تا روز وکامنت دیگه ومبحث جدید به خدای منان میسپارم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 4 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت همه ی خوبان همراه
بهاران خجسته باد.بهاران رسیده باد.بهاران دمیده باد.بهارست و بهارست و بهارست.بهارست وغمناک نمیباید بود.بهارست وبی باک میباید بود.بهارآمد.بهارآمد. به سبزه ها نگاه باید کرد که گل به رو آید گل به دیده ی یار آید.سال نو نوروز 95 فصل بهار جدید،فروردین خرم سبز نو رسیده رو اول به خانواده م و بعد به همه ی دوستانم،همشهریان خوب کنگی ام،به هم میهنان عزیزم و همه ی ایرانیان سراسر جهان بشریت تبریک و خوش باش عرض میکنم.آرزو دارم که همه تون سالی با سربلندی،سلامتی،پر رزق وروزی وخوشحالی داشته باشید.دوستدار شما(برهان راشدی)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 فروردین 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند یکتا خالق انسان وحیوان

سلام به بیننده عزیز بلاگ برهان.
از قدیما ضرب المثلی هست که میگه به خر بگید خالو تا بره.ولی من به این نتیجه رسیدم که گفتن خالو به خر درد سر میشه.چون خره بلا نسبت همه ولکن که نمیشه بلکه سوارمون هم میشه.این اتفاق دقیقا"واسه خودم پیش اومده. به یک زبون نفهم بی شعور که از خر هم بدتر سره میزنه از دهنم در رفت گفتم پسر خاله...حالا هی میگه پول بده که با تو بودن باحاله...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 اسفند 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خدا،خالق مطلق هستی

سلام به بیننده گان بلاگ برهان


مانند آسمان باش.یا با خورشید و روز،یا با ماه وشب،با هر دو نمی توان باشی











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 2 اسفند 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند بزرگ،خالق کبیر و صغیر

سلام.25بهمن در دلنگار عاشقان به روز عشاق یا همان ولنتاین حک شده است.این روز رو به عاشقان واقعی تبریک می گویم وآرزو میکنم عشقشان ابدی و دایم باشد.

عشق حقیقی است،مجازی مگیر
این دم شیر است،به بازی مگیر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 بهمن 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام پروردگار خالق مخلوقات،خداوند یکتای بزرگ
سلام به دوستان خوبم.جوانی به حکیمی گفت:وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است.وقتی نامزد شدیم،بسیاری را دیدم که مثل او بودند. وقتی ازدواج کردیم، خیلی‌ها را از او زیباتر یافتم. چند سالی را که را با هم زندگی کردیم، دریافتم که همه زن‌ها از همسرم بهتراند. حکیم گفت: آیا دوست داری بدانی از همه این‌ها تلخ‌تر و ناگوارتر چیست؟جوان گفت: آری.حکیم گفت: اگر با تمام زن‌های دنیا ازدواج کنی، احساس خواهی کرد که سگ‌های ولگرد محله شما از آن‌ها زیباترند.جوان با تعجب پرسید: چرا چنین سخنی می‌گویی؟حکیم گفت:چون مشکل در همسر تو نیست.مشکل اینجا است که وقتی انسان قلبی طمع‌کار و چشمانی هیز داشته باشد و از شرم خداوند خالی باشد،محال است که چشمانش را به جز خاک گور چیزی دیگر پر کند.آیا دوست داری دوباره همسرت زیباترین زن دنیا باشد؟جوان گفت: آری.حکیم گفت:مراقب چشمانت باش.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 بهمن 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...