تبلیغات
بــرهان - ما ایرانی ها دیگه چقدر بدبخت شدیم
 
درباره وبلاگ


شهرمن؛بندرکنگ،استان هرمزگان
.......................................
تنهاچیزی که فروغش به خاموشی
نمی گراید،دوستیهای پاک است.
.......................................
هرکس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا،دوست جدا میشکند؛
بیگانه اگرمی شکندحرفی نیست
من درعجبم دوست چرا میشکند.

مدیر وبلاگ : برهان راشدی
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بــرهان
شهر من بندرکنگ،شهر زیبای دریانوردان




بنام خداوند مهربان بزرگ
سلام.امروز خبری رو دیدم که نتونستم به راحتی ازش بگذرم.گذاشتم تو این کامنت تا خیلی ها که به سایت های خبری سر نمیزنند حداقل اینجا ببینند که رحم وانصاف تو دنیای پزشکی به کجا رسیده.

صفحه نخست » اجتماعی
تعداد بازدید: ۷۴۷۷
تعداد نظرات:
۳۳ نظر
http://www.tabnak.ir/fa/news/585295/
کد خبر: ۵۸۵۲۹۵
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۴ -01 May 2016



این حادثه بعدازظهر جمعه در یكی از بیمارستان‌های دولتی تهران رخ داد. به گفته شاهدان، مرد میانسال درحالی‌كه از درد به‌خودش می‌پیچید، وارد بیمارستان شد تا پذیرش شود. مسئولان پذیرش اما گفتند كه تاریخ دفترچه‌اش منقضی شده و او باید 300هزار تومان واریز كند تا پذیرش شود.
 
به نوشته همشهری مرد اما پولی همراهش نبود و هر چه او و همراهانش اصرار كردند كه تا واریز شدن پول، او را پذیرش كنند، كسی گوشش بدهكار نبود. لحظاتی بعد مرد از درد روی زمین افتاد و در مقابل چشمان ده‌ها شاهد می‌غلتید و فریاد می‌زد اما وقتی دید كسی به دادش نمی‌رسد، در نهایت خود را از طبقه سوم به پایین پرت كرد.
 
این حادثه افراد حاضر در این بیمارستان دولتی را شوكه كرد. برادر مرد میانسال ماجرای حادثه را اینطور توضیح می‌دهد: برادرم علی شفیعی نام دارد و در بویین‌زهرا زندگی می‌كند و راننده نیسان است. او حوالی ظهر جمعه دچار درد شدید شكم شد طوری كه از شدت درد به‌خودش می‌پیچید.
 
2 نفر از آشنایان به كمكش رفتند و او را با ماشین به تهران منتقل كردند تا به بیمارستان... برود. وقتی به بیمارستان رسیدند، برادرم دفترچه‌اش را داد اما گفتند كه تاریخ دفترچه گذشته و باید 300هزار تومان پرداخت كند. برادرم گفت كه بیمه است و تنها چند روز از تاریخ دفترچه گذشته و آنها می‌توانند از سیستم‌شان استعلام بگیرند.
 
اما حرف مسئولان پذیرش یكی بود. آنها 300هزار تومان می‌خواستند. نه برادرم و نه همراهانش، پولی نداشتند. در آن زمان من برای رای‌گیری به روستایی دورافتاده رفته بودم و امكان این را نداشتم كه این پول را كارت به كارت كنم. با خواهرم تماس گرفتند و او گفت كه خودش را می‌رساند و پول را واریز می‌كند. اما با این حال برادرم هر چه اصرار كرد كه تا رسیدن خواهرم او را پذیرش كنند، قبول نكردند.
 
ده‌ها نفر دیدند كه چطور برادرم از شدت درد روی زمین می‌غلتید و فریاد می‌زد. آنها حال برادرم را دیدند و كاری نكردند. تحمل درد آنقدر برایش سخت شده بود كه در نهایت تصمیم گرفت خودش را از طبقه سوم به پایین پرت كند. درست چند دقیقه بعد از این حادثه بود كه خواهرم به بیمارستان رسید اما دیر شده بود. این اتفاق هولناك در حالی رخ داد كه بسیاری از مراجعه‌كنندگان به بیمارستان شاهد آن بودند و در تماس با همشهری این حادثه را تأیید كردند. علی شفیعی پس از این حادثه به‌دلیل شدت جراحاتی كه دیده بود به كما رفت و حالا در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است.
 
برادرش با گریه می‌گوید: به‌خاطر 300هزار تومان، كاری كردند كه برادرم چنین تصمیمی بگیرد. او متاهل است و 2بچه زیر 10سال دارد. حالا می‌گویند كه او در كماست. یكی می‌گوید مرگ مغزی شده و دیگری می‌گوید دیگر امیدی به بازگشتش نیست. ما از بیمارستان شكایت كرده‌ایم و امیدواریم مسئولان به این شكایت رسیدگی كنند. براساس این گزارش، تلاش  زیادی شد تا با مسئولان بیمارستان درباره این حادثه گفت‌وگو شود اما تماس‌های مكرر با بیمارستان بی‌فایده بود اما پرسنل بیمارستان اصل وقوع این حادثه را تأیید كردند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()