تبلیغات
بــرهان - مطالب آذر 1394
 
درباره وبلاگ


شهرمن؛بندرکنگ،استان هرمزگان
.......................................
تنهاچیزی که فروغش به خاموشی
نمی گراید،دوستیهای پاک است.
.......................................
هرکس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا،دوست جدا میشکند؛
بیگانه اگرمی شکندحرفی نیست
من درعجبم دوست چرا میشکند.

مدیر وبلاگ : برهان راشدی
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بــرهان
شهر من بندرکنگ،شهر زیبای دریانوردان




بنام خداوند مهربان و بزرگ


                                                          


سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد    

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد


گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد


مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

کو به تایید نظر حل معما می‌کرد


دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست

و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد


گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم

گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد


بی دلی در همه احوال خدا با او بود

او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد


این همه شعبده خویش که می‌کرد این جا

سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد


گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند

جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد


فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد


گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست

گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 آذر 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند بخشنده وبزرگ

سلام به همه بزرگواران خوب همراه بلاگ برهان.امروز مورخ (چهاردهم آذر نود و چهار) سالروز تولد فارس قاسمی است.از همین جا که تنها پایگاه مجازی م هست این یوم زیبا را به ایشان تبریک میگم وآرزو دارم که هزار ساله باشه.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 آذر 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()
بنام خداوند خالق هستی وآفرینش

با درود وسلام به همه شما بیننده گان خوب وشهروندان خونگرم کنگی.در این کامنت از تنهایی آدم تا تولد حوا توسط خداوند یکتا و بی همتا براتون مطلب نوشتم ان شاالله مورد توجه تان قرار بگیرد.خداوندِ خدا گفت: خوب نیست که آدم تنها باشد. پس برایش معاونی موافق بسازم...و خداوندِ خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دنده‌هایش را برگرفت و گوشت در جایش پر کرد. و خداوندِ خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بناکرد و وی را به نزدِ آدم آورد!حوا اینچنین متولد گردید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 آذر 1394 :: نویسنده : برهان راشدی
نظرات ()