|
برهان شهر من بندرکنگ
|
بنام خداوندخالق زیبائی ها سلام بر سروران ودوستداران خوبم.به امید اینکه هر روزتان با قدمهای پر تلاشتان پر بار از شادی وعطوفت باشه به چند نکته از روشهای بهتر راه رفتن در امور زندگی در پائین اشاره نمودم که انشاالله موردتوجه تان قرار گیرد. یک آواز میتواند لحظه ای را برانگیزد. یک گل میتواند رویایی را بیدار کند. یک درخت میتواند آغازگر جنگلی باشد. یک پرنده میتواند پیام آور بهار باشد. یک لبخند آغازگر دوستی است. یک دست گرفتن ترفیع دهنده ی روح است. یک ستاره میتواند کشتی را در دریا هدایت کند. یک کلمه میتواند هدفی را شکل دهد. یک قدم میبایستی شروع کننده ی یک سفر باشد. یک روح هامان را به اوج میرساند. یک تبسم بر نو میدی غلبه میکند. یک پرتو آفتاب اتاقی را روشن میند. یک شمع ظلمت را تباه میسازد. یک قلب میتواند حقیقت را بشناسد. یک زندگی میتواند تفاوت را به وجود آورد. [ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ] [ 12:30 ] [ برهان راشدی ]
بنام خدا سلام دوستان وهمشهریان خوبم.در بعضی از وقتها کسانی هستند با تمام احترامی که در پیش ما دارند باز هم گلایه هائی در پیش ما جا میزارند. از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه ، هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست دیریست که از خانه خرابان جهانم بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست چلچله ای نیست در حسرت دیدار تو آواره ترینم هر چند که تا منزل تو ، فاصله ای نیست فاصله ای نیست....!!!! [ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 11:50 ] [ برهان راشدی ]
بنام خداوندجان وخرد. باسلام وعرض خسته نباشید به شما دوستان گلم که منت نهاده و وقت گرانبهایتان را به خواندن مطالب وبلاگم صرف میکنید،درود فراوان خدا بریکایک شما همراهان همیشگی خوبم.
گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم. سعی کنیم بیشتر بخندیم. تلاش کنیم کمتر گله کنیم. با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم. گاهی هدیههایی که گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم. بیشتردعا کنیم. در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم. هر از گاهی نفس عمیق بکشیم. لذت عطسه کردن را حس کنیم. قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم. زیر دوش آواز بخوانیم. سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم. گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم. با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم. برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی کنیم. از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم. برای کارهایمان برنامهریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است. مجموعهای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و...) برای خودمان جمعآوری کنیم. در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم. گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهیها باشد چه بهتر. گاهی از درخت بالا برویم. احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم. گاهی کمی پابرهنه راه برویم. بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم. وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم. در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم. سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم. رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم. وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس کنیم. زیر باران راه برویم. کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم. قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم. چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم. اگه
کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از
لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی
که معلوم نیست کی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته
است.باور کنید....!تا روز وروزگاری دیگر با کامنتی جدیدبه امید وتوفیق خداوند منان،همه را به الله میسپارم. [ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 10:03 ] [ برهان راشدی ]
بنام خدائی که سرنوشتم را با او نوشت سلام به همه ی شما سروران همیشه همراه وبلاگم.چند تیتر از عزیزترین وجودهستی ام که برام تو برگه با دست خودش نوشته بود من تو وبم به قلم آوردم. *معاشرت بردانایی افزاید،ولی تنهایی مکتب نبوغ است. *آهنگ تند زندگی برای رقصیدن است نه دویدن. *آنروز که ما حسرت نان میخوریم/سر در بره هم به زیر وپر می بریم/تا سیر شدیم جدا از هم گردیدیم/ای کاش که از گرسنگی می مردیم. *جامعه مثل آب نمک است،شنا کردن در آن بدنیست،اما راهش وحشتناک است... *زندگی همانندهنر نقاشی کردن است با مدادمشکی ولی بدون پاک کن... *با خودت صادق باش ونگران آنچه دیگران درباره ات فکر می کنند نباش،تعریفی را که آنچا"از تو دارند نپذیر،خودفخودت را تعریف کن. *از درخت سکوت میوه آرامش آویزان است. *روشن ترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل میگیرد/نمیشود تا وقتی که دردها ورنج ها را دور نریختی/توی زندگی به درستی پیش بری. *امن ترین قسمت استخر قسمت کم عمق آن است اما نه برای کسی که شیرجه می زند. *به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آنجا خارج میشد،به من گفت:نرو بن بسته!گوش نکردم،رفتم وقتی برگشتم وبه سرکوچه رسیدم پیر شده بودم... انشاالله که جملات بالا مورد نظرتان واقع شده باشه تا کامنت بعدی همه رو به خدای بزرگ هستی میسپارم. [ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ] [ 08:50 ] [ برهان راشدی ]
بنام خدا سلام دوستان وشهروندان عزیز.چندخط مصرع راجب راه بی مقصد ونا انتهای امروز را واستون نوشتم.البته درکنارسکوت. منم که جنگلی به زمین بودم به جرم کشف گل در زمین بودم کنارهم نفس،تنهاترین بودم توساکت بودی ومن واژ چین بودم ترانه مال مردم نت به نت،پیدا ولی گم بود تمام حسرت من،بوی گندم بود رویا خودبیداری،زخم تو زخم کاری کار تو بالا رفتن،رها شدن کارمن این کارمن بود این راه من بود [ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ] [ 08:20 ] [ برهان راشدی ]
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام بر دوستان خوبم.در یک سری از موفقیت ها که باید بدنبالش بگردیم تا آن را بدست آوریم نباید کاسه ی چه کنم چه کنم را به دست بگیریم وهی خوبی ها را بد بینیم وبدی ها را خوب.این حرف من راجب یک حرکت هر انسانی در زندگی روزمره است نه چیز دیگه.اما من برای روشنائی بیشتر با یک مثال ورزشی مطلبم را به پایان می رسانم.مثلا"ما در حال حاضردر سکان هدایت تیم ملی فوتبال ایران بهترین نفر،وسرمربی رو داریم،از امکانات بهتری نسبت به قبل برخورداریم،دست جمعی اگه نگاه کنیم بهترین بازیکنان موجود در ایران وخارج از ایران در اختیار سرمربی قرار گرفته،از یک دوره سخت مقدماتی، برای حضور در جام جهانی به دوربعد مقتدرانه صعودکردیم،وبازهم الان در یک گروه بهتری قرار گرفته ایم.حالا ما اگر به فکر تقویت افکارمان به سود تیم ملی باشیم همه چیز رو خوب می بینیم ومی توان گفت ایران به جام جهانی صعودش حتمی است.اما باز اگر درپی این باشیم که چرا با فلان تیم 202جهان بازی تدارکاتی داریم،چرا فلان مربی کنار سرمربی ایستاده وطرح کردن این چنین چراهائی عین همان است که پشت به آینه حرکت کنیم.واز همین امروز خودمان را راه نیافته به فوتبال جام جهانی بدانیم.پس مواظب باشید که در پشت کردن به خوبی ها شاید سرپائی بخورید که دیگر محال ومجال برگشت نداشته باشید.به امید یه روز بهتر،همه رو به خدا میسپارم. [ سه شنبه 29 فروردین 1391 ] [ 20:55 ] [ برهان راشدی ]
بنام خدا
سلام دوستداران عزیز وسلام همراهان همراه وبلاگم.وسلام دارم خالصانه وصادقانه به اون اختر عزیزم،ویگانه نازنین وجودم که این کامنت را برایم نوشته تا در وبم بنویسم.می گویند،مردی چهار پسر داشت،آنهارا به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستادکه در فاصله ای دور از خانه اشان روئیده بود؛پسر اول در زمستان،دومی در بهار،سومی در تابستان و پسر چهارم را در پائیز به کنار درخت رفتند.سپس پدر همه را فرا خواند واز آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند،درخت را توصیف کنند.پسر اول گفت:درخت زشتی بود،خمیده ودرهم پیچیده.پسردومی گفت:نه...درختی پوشیده از جوانه بود وپراز امید شکفتن.پسر سوم گفت:نه...درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا وعطر آگین...وباشکوهترین صحنه ای بود که تا به امروز دیده ام.پسرچهارمی گفت:نه!!!درخت بالغی بود پر بار از میوه ها پر از زندگی وزایش،مرد لبخندی زد وگفت:همه شما درست گفتید،اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید!شما نمی توانید درباره یک درخت یا یک انسان بر اساس یک فصل قضاوت کنید.همه حاصل آنچه هستند ولذت،شوق عشق که از زندگیشان بر می آید فقط در انتها نمایان میشود.وقتی همه فصلها آمده ورفته باشنداگر در زمستان تسلیم شوید؛امیدشکوفائی بهار،زیبائی تابستان وباروری پائیز را از کف داده اید.مبادا بگذاری در دو رنج یک فصل زیبایی وشادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند،زندگی رو با فصلهای دشوارش ببین:در راههای سختپایداری کن.لحظه های بهتربا لآخره از راه میرسند وهمیشه همینطوری نمی مونه؛که زندگی گلابی تر از این حرفا است.انشاالله نوشته ی بالا که از دست نوشته ی،عزیز بهترین نازنین وجودم است،مورد توجه همه بینندگان وبم قرار گرفته باشد.ودر آخر برای او مینویسم که دوستش دارم،اول وآخر عمرم توهستی،دلیل زنده بودنم توهستی.(م.) [ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 05:06 ] [ برهان راشدی ]
بنام خدا با سلام و درود بی انتهای خدا به شما خوبان همیشه همراه.اراده تا وقتی که تربیت نشود؛واضح،مصمم وسریع عمل نمی کند.عده نسبتا"کمی می دانند که در هر دقیقه ی روز،چه کاری را باید انجام دهند.وچه کاری انجام می دهند.علت آن این است که مردم به اندازه کافی نظم ودقت را رعایت نمی کنند تا بدانند چه کاری انجام می دهند.اگر تمرین تمرکز کنید وبا آرامش تأمل کرده وخود را آموزش دهید تا به وضوح،سریع وقاطع با دلیل فکر کنید،دانستن این که در هر زمان چه می کنید،مشکل نخواهد بود.اگر نگرانی یا عجله در کار را بپذیرید،از لوح حساس ذهن ذاتی شما به وضوح عکسبرداری نمی شود ودر نتیجه کاملا"نسبت به اعمال خود آگاه نخواهید بود.پس دوستان وعزیزان سرور،دقت کرده باشید با تمرکزفکر و نیز راستی وخلوص را تمرین کنید تا به زودی قدرت تمرکز را به دست آورید.یکی از موفقیت های شگفت انگیز در زندگی داشتن قدرت بالای تمرکز بر انجام هر کاری است.همه را تا روزی دیگروکامنت بعدی به الله میسپارم. [ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 14:51 ] [ برهان راشدی ]
بنام خداوند، که نوشته ی هر سرنوشته سلام.بعضی وقتا ما آدما دل به رویاهامون می بندیم.بعضی وقتا نه،اینطور نیست دلمون و میدیم به یک رویائی.ولی در نهایت شاید در ابتدای راه ونرسد کار به آخر با یک جمله یا یک کلمه ی کوتاه خداحافظ ای دوست،ای رفیق،ای یار،ای عشق وخیلی پسوندها است که باید بکار ببریم،تا نه فقط خدا، حافظ اون باشه شاید اینکه خدا، حافظ ما هم باشه. درسته،با تو هستم،با توئی که در انتظاری!!!اگه یه روز بهت گفتم خداحافظ،نه اینکه رفتنت ساده ست،نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده ست،خدا حافظ میگم واسه اینکه،نه من و نه تو نبندیم دل به رویاهامون.بدونی بی تو و باتو،همینه رسم این دنیا.دعا کن نگم خداحافظ...!!! [ دوشنبه 14 فروردین 1391 ] [ 13:10 ] [ برهان راشدی ]
بنام خدا تا دروغ نباشه قدر راستی رو نمی دونیم ..سلام ودرود برهمه ی همراهان خوب وعزیز وبلاگم.آگاه باشید در روزگاری که درکنارهم هستیم از یکدیگر استفاده ی سوء نبریم،وقدر موقعیت ها را بدانیم وباز قدر وجود یکدیگر را حفظ کنیم. تا بی وفایی نباشه قدر دوستی رو نمی دونیم .. تا دورنگی نباشه قدر رنگ خودمون رو نمی دونیم.. تا با همیم قدر هم رو نمی دونیم .. تا تنهاییم قدر تنهایی رو نمی دونیم .. تا حرف می زنیم معجزه ی سکوت را فراموش می کنیم .. وقتی ساکتیم فکر می کنند حرفی نداریم .. وقتی تو فکرت تنهایی انگار هیچکی نیست .. وقتی به هزار رنگی، یکرنگی رو قبول نمی کنی و وقتی یک رنگی به هزار رنگ می بیننت .. وقتی خودتی تازه قشنگ می شی قشنگتر از زشت.. خود خود خودت باش چون همه همون جور نیستن که می بینی شاید اون ها هم خود خود خودشون باشند . [ دوشنبه 7 فروردین 1391 ] [ 15:50 ] [ برهان راشدی ]
|
![]() ![]() ![]() ![]() |